الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
458
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
أنا و حدى فيه و هل فيه فضل * لجلوس الأنيس و الزوار و الخلا لا يراد فيه فما لى * ابدا حاجة الى الحفار بل يراد الخلا لمنحدر النحو * و ما ذقت لقمة فى الدار و اذا لم تدر على المطعم الأفواه * سدت متاعت الأحجار [ 1 ] « اگر درست به چهرهام و رفتنم شامگاهان ميان خرابههاى متروكه ، بنگرى ، ( مىبينى كه ) من در آنجا تنهايم ، آيا آنجا ارزشى بر نشستن همدم و ديدار كنندگان دارد ؟ كسى در آنجا نياز به مستراح ندارد ، و مرا هرگز نيازى به چاه كن نيست ! بلكه مستراح براى كسى است كه ( چيزى خورده و بعد ) بدان جا مىرود ، اما در اين خانه كه من لقمهاى غذا نخوردهام ، و هرگاه غذايى دور دهان نگشته باشد ، ديگر چيزى از معده دفع نمىشود . » براستى كه تنگدستى و بيچارگى اين شاعر تيره روز به حد كشندهاى رسيده بود و از مال دنيا چيزى كه بدنش را بپوشاند و خود را از سرماى شديد حفظ كند ، در اختيار نداشته است و بدنش برهنه بود و چيزى جز لباسهاى كهنه نداشت كه شپش در آنها حركت مىكرد ، گويى كه صف بسته در بدن او مىگشتند ، همان طورى كه در اين آخرين اشعار خود ، شدت بيچارگى خويش را مجسم كرده ؛ او به جاهاى بىآب و علفى پناه مىبرد كه هيچ كسى در آنجا نيست تا همصحبت او شود و به خاطر گرسنگى زياد و تهى بودن شكم از غذا ، نيازى به مرافق ندارد كه اين خود بدترين نوع فقر و بدبختى است . دردناكترين فقرى را كه افراد و از جمله شعرايى ديدهاند كه تيرهروزى خود را به شعر درآوردهاند ، « ابو العيناء » از جمله است كه ما به سخن شكوائيهء وى گوش فرا مىدهيم :
--> [ 1 ] شعر عطوى : ص 81 .